قهرمان ميرزا عين السلطنه
3613
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شنيدهاى تو كه محمود غزنوى شب دى * شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت گداى گوشهنشينى لب تنور گزيد * لب تنور بدان مستمند عور گذشت على الصباح برآورد نعره كاى محمود * شب سمور گذشت و لب تنور گذشت تخمكارى - سوغات جمعه 21 محرم 1330 ، بيستم درجه جدى - هوا مثل بهار است . باوجود قلت تخم در زوارك و پائينتر اين چند روز خوب تخمكارى كردند . روزها در اطاقهاى رو به جنوب ابدا احتياج آتش نيست . كدخدا صفر على ديشب از تنكابون آمد برنج خوبى آورد خروار چهل من تبريز آنجا نه تومان و نيم . جناب آقا سيد علينقى سياورزى از اجلهء علماى تنكابون پنج كيله ( هر كيله دو من شاه است ) برنج اعلى با صد عدد پرتقال ، بيست عدد دارابى براى من سوغات فرستاده بود . ليموى آب ، قليان كدو ، خيلى چيزها آوردند . علماى تنكابون كلية با من محبت دارند و دوست شدهاند . جناب حاج نظر على يك قواره شال گسكر فرستاده بود . نوشته بود رشت را روسها متصرف شده تمام اسلحه و ذخيره ملتى و دولتى را گرفته به قانون روسيه حكومت مىكنند . سگ تازه عصر با زنها تا كوكدشت شكار رفتيم ، چيزى پيدا نشد . كبكها بالا هستند . كته « 1 » تولهء منتظم الملك به من داد اسمش را سيالان گذاشتم ( كوه بزرگ شمالى الموت است ) مقابل البرز . بسيار خوب مىشود . خيلى خوب بو دارد همراه بود . البرز باز سراغ محبوبهء سراجمحلهء خود رفته يك شبانهروز معتكف بود . ديروز او را به زحمت زياد آورديم دستش زخم ، كمرش زخم ، با يك حال فلاكتى . حاليه او را توقيف كردهايم و به ياد ايام استبداد زنجير است .
--> ( 1 ) - كته - بچه سگ .